مقصد ما خداست . كيست كه با ما سفر كند؟
كيست كه رنج و عشق توامان بخواهد ؟
كيست كه باور كند دنيا ايستگاهي است تنها براي گذشتن ؟
قرن ها گذشت اما از بيشمار آدميان
در هر ايستگاه كه قطار مي ايستاد ،
قطاري كه به مقصد خدا مي رفت،
مسافراني كه پياده شدند ، بهشتي شدند .
آنگاه خدا رو به مسافرانش كرد و گفت :
درود بر شما ،راز من همين بود .
و آن هنگام كه قطار به ايستگاه آخر رسيد
پوستر کنسرت همایون شجریان و گروه دستان
با طراحی مژگان شجریان چاپ و منتشر شد:


۳روز دیگه تا سفر
بی راه نیست اگر گوییم
حج با همه چیز اشتباه گرفته شده است
حج را باسیاست
حج را با تجارت
حج را با اعتبار و کسب شهرت هیچ نسبتی نیست
چنان که :
حج را با تاریخ
حج را با تفکر
حج را با فرهنگ
حج را با تمدن
حج را با احکام
و حج را با بودن٬ نبودن و بالاخره
حج را با راز بزرگ آمدن ٬ شدن ٬ و رفتن
در عرصه ی هستی نسبتی است تنگاتنگ
که بی این همه ٬ هر چه دانسته شود حج نیست
که این ها همه هست ٬ اما این ها همه ی حج نیست

با تو همه ی رنگ های این سرزمین را آشنا می بینم
با تو آهوان این صحرا دوستان همبازی من اند
با تو کوه ها حامیان وفادار من اند
با توسپیده ی هر صبح بر گونه ام بوسه می زند
با تو من با بهار می رویم
با تو من در هر شکوفه می شکفم
بی تو من رنگهای این سرزمین را بیگانه می بینم
بی تو نسیم هر لحظه رنج های خفته را در سرم بیدار می کند
بی تو من در بهار می میرم
بی تو من در عطر یاس ها می گریم
و بی تو من با هر برگ پاییز می افتم ...
پدر عزیزم روزت مبارک
این پست مکمل متن زیر است
دوست دارم کلکسیونی از آرزو های قشنگتون داشته باشم
پس هرکس وبلاگ منو دوست داره تو بخش نظرات بزرگ ترین آرزوشو بنویسه
من هم آخر سر بهترین اون ها رو انتخاب می کنم
متشکرم
پس کمکم کنین![]()
آرزو کردن را از کودکی آموخته ایم
با آرزو هایمان بزرگ شده ایم و با آن ها زندگی کرده ایم
من که مزاحم همیشگی خدا هستم و گاه و بی گاه او را صدا می زنم
اما او خودش فکر همه جا را کرده است
امشب یعنی لیلة الرغائب را به این بخش بزرگ از زندگی ما اختصاص داده
امشب اعمال خاصی داره که مثل همه ی دستورات دیگر اسلام نشون می ده
برای برآورده شدن آرزو ها باید از خویشتن رها بشی
و جز خدای آرزوهات هیچ چیزی رو نبینی
آرزوی من هم این است که همه ی عزیزانم به آرزوهایشان برسند
چون آرزوی آن ها آرزوی من است
خدایا امشب آرزوی همه رو برآورده کن... بچه ها منو هم فراموش نکنید

تابستون وبلاگ من رسماْ از امروز شروع می شه .
اجازه می خوام تا بیشتر خودمو معرفی کنم .
یوسفی هستم ترشیزی تبار عاشق عشق و عرفان هنر و مخصوصاْ موسیقی . با صدای
سازم زندگی می کنم . ۱۵ سال بیشتر ندارم روزگارم بدنیست تکه نانی دارم خرده
هوشی سر سوزن ذوقی مادر ی دارم بهتر از برگ درخت پدری دارم عاشق
دوستانی بهتر از آب روان
و خدایی که در این نزدیکی است ...
راستش را بخواهید در اردوی آمادگی برای نمایش ناب الهی هستم...
و همواره ایديولوژيك و انقلابي هستم و در برابر ستمگران زمان ساكت نخواهم نشست...
ای آزادی!
تو را دوست دارم، به تو نیازمندم، به تو عشق می ورزم،
بی تو زندگی دشواراست، بی تو من هم نیستم ؛ هستم ،
اما من نیستم ؛ یک موجودی خواهم بود توخالی ، پوک ،
سرگردان ، بی امید ، سرد ، تلخ ، بیزار ، بدبین ، کینه دار ،
عقده دار ، بیتاب ، بی روح ، بی دل ، بی روشنی ،
بی شیرینی ، بی انتظار ، بیهوده ، منی بی تو یعنی هیچ! ...
ای آزادی، من از ستم بیزارم، از بند بیزارم، از زنجیر بیزارم،
از زندان بیزارم، از حکومت بیزارم، از باید بیزارم،
از هر چه و هر که تو را در بند می کشد بیزارم.
ای آزادی، چه زندان ها برایت کشیده ام !
و چه زندان ها خواهم کشید و چه شکنجه ها
تحمل کرده ام و چه شکنجه ها تحمل خواهم کرد.
اما خود را به استبداد نخواهم فروخت،
من پرورده ی آزادی ام، استادم علی است،
مرد بی بیم و بی ضعف و پر صبر، و پیشوایم مصدق،
مرد آزاد، مرد، که هفتاد سال برای آزادی نالید.
من هرچه کنند، جز در هوای تو دم نخواهم زد. اما،
من به دانستن از تو نیازمندم، دریغ مکن،
بگو هر لحظه کجایی چه می کنی؟ نا بدانم
آن لحظه کجا باشم، چه کنم؟ ...
« دکتر علی شریعتی »
با تشکر از وبلاگ عشق و عرفان
کتاب های اوشو ممنوع شد
موسسه ی بنیان هم تعطیل شد...!
کجایی ای آزادی؟....!
زمستان صرفه جویی
بهار وعده
تابستان جیره بندی
پاییز بازهم وعده
پس کی زندگی؟
افسوس .............................................................................!
گویند که دوزخی بود ، عاشق و مست
ای مفتی شهر
ای مفتی شهر
از تو بیدارتریم
با این همه مستی زتو هوشیار تریم
تو خون کسان نوشیده!
ما خون رذال
انصاف بده
کدام خون خوارتریم؟؟؟؟؟؟
گویند که دوزخی بود ، عاشق و مست
گویند که دوزخی بود ، عاشق و مست
گویند کسان بهشت با حور خوش است!
من میگویم که آب انگور خوش است!
این نقد بگیرو دست از آن نسیه بردار
آواز دهل شنیدن از دور خوش است
این می چه حرام است؟؟!!
که عالم همه ز آن میجوشند!!
یک دسته به نابودی نامش کوشند
آنان که بر عاشقان حرامش کردند!!
خود خلوت از آن پیاله ها می نوشند!!!
آن عاشق دیوانه که این خمار مستی را ساخت
معشوق و شراب و می پرستی را ساخت
بی شک قدری شراب نوشید
و
از آن سر مست شد
این جهان هستی را ساخت
گویند که دوزخی بود ، عاشق و مست............!
خیام
نه مرادم، نه مريدم،نه کلامم
نه سلامم نه عليکم،
نه سپيدم نه سياهم،
نه چنانم که تو گويی
نه چنينم که تو خوانی،
ونه آنگونه که گفتند و شنيدی،
نه سمائم نه زمينم،
نه سرابم نه برای دل تنهايی تو جام شرابم،
نه گرفتار و اسيرم،
نه حقيرم نه فرستاده پيرم،
نه جهنم نه بهشتم٬
که چنين است سرشتم
،اين سخن را من از
امروز نه گفتم نه نوشتم،
بلکه از صبح ازل با قلم نور نوشتم.
حقيقت نه به رنگ است و نه بو،
نه های است و نه هو،
نه به اين است و نه او،
نه به جام است و سبو٬
گر به اين نقطه رسيدی به
تو سربسته و در پرده بگويم،
آنچه گفتند و سرودند:
تو آنی،خود تو جام جهانی،
گرنهانی و عيانی،
تو همانی که همه عمر به دنبال خودت نعره زنانی.
تو ندانی که خود آن نقطه عشقی،
تو اسرار نهانی،
همه جا تو ، نه يک جای نه يک پای،
همه ای،با همه ای،همهمه ای، تو سکوتي،
تو خود باغ بهشتی،
تو بخود آمده از فلسفه ی
چون و چرايی .
به تو سوگند که اين راز شنيدی و نترسيدی وبيدار شدی.
در همه افلاک بزرگی،نه که جزئی
نه چونان آب در اندام سبوئی.
خود اويی، به خود آی
تا بدر خانه متروکه هر کس ننشينی، و بجز روشنی
شعشعه پرتو خود هيچ نبينی، و گل وصل بچينی.
به خود آ
الف : اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزو
ب : بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم
پ : پویایی برای پیوستن به خروش حیات
ت : تدبیر برای دیدن افق فردا ها
ث : ثبات برای ایستادن در برابر بازدارنده ها
ج : جسارت برای ادامه زیستن
چ : چاره اندیشی برای یافتن راهی در گرداب اشتباه
ح : حق شناسی برای تزکیه نفس
خ : خویشتن داری در برابر تهمت ها و ناسزا ها
د : دور اندیشی برای تحول زندگی
ذ : ذکر گویی برای اخلاص عمل
ر : رضایت مندی برای احساس شعف
ز : زیرکی برای مغتنم شمردن دم ها
ژ : ژرف بینی برای شکافتن علت ها
س : سخاوت برای گشایش در کارها
ش : شایستگی برای لبریز شدن در اوج
ص : صداقت داشتن
ض : ضرر را تحمل کردن
ط : طهارت و پاک بودن نیت در راهی که قدم برداشته ایم
ظ : ظلم نکردن و مظلوم نبودن
ع : عمل به دانسته ها
غ : غیرت نسبت به اهداف
ف : فکر بزرگ در سر داشتن
ق : قدرشناسی نسبت به همه
ک : کمال گرایی
گ :گذشت
ل : لزوم ایمان به قدرت لایزال
م :مشکلات را شکلات دیدن
ن : نداشتن ترس و هراس از تلاش
و : وابسته پنداشتن موفقیت خود فقط به دو نفر: خدا و خودمان
ه : هدف دقیق و مناسب داشتن
ی : یافتن راه درست برای رسیدن به هدف
و اما عشق...
ببین چه قلب هایی شکستن توی دست روزکار
ببین چشم هایی رو که گشتن پی نوری موندگار
از عشق و باور باید که آخر بشن لبریز دلهامون
باید که هر جا پر بشه دنیا از طنین صدامون
پس بیا باهر زبون توهم بخون بخون عاشقونه کنارم فریاد بزن بگو
دوستت دارم
So come with me, and you will see the light that shines for eternity
Be strong and learn to say
the words I love you
امشب حالم یه جور دیگه است
دوست دارم فریاد بزنم
و سرشار از انرژی های مثبت هستم
نمی دونم چی کار کنم ولی این انرژی رو به بقیه منتقل می کنم
می دونم هیچ چیز اتفاقی نیست
امیدوارم همه ی ما از جمله امیر و سجاد عزیزم عاقبت به خیر بشیم وبه آرزوهامون برسیم
گفتم تفألی به حضرت مو لانا بزنم که غزل زیر اومد :
مستی سلامت می کند پنهان پیامت می کند
آن کو دلش را برده ای جان هم غلامت می کند
ای آسمان عاشقان ای جان جان عاشقان
حسنت میان عاشقان نک دوستکامت میکند
برای کسانی که عاشقند عشق برای همیشه بی کلام می ماند
اما برای کسانی که عشق نمی ورزند عشق شوخی بی رحمانه ای بیش نیست
عشق واژه ایست از جنس نور
که با دستی از جنس نور بر صف حه ای از نور نوشته می شود
زندگی عشق و زیبایی
یک روحند در سه بدن که نه از یکدیگر جدا می شوند و نه تغییر می کنند ![]()

غم توی چشماش آروم نشسته شکوفه شادیش از هم گسسته آه
آشنای درده؛ خورشیدش سرده؛ تو قلب سردش غم لونه کرده
مهتاب عمرش در پشت پرده؛ هر ماه سالش پائیز سرده آه
دستای ظریفش تو دست مادر؛ پیکر نحیفش چون گل پرپر از محنت و درد آروم نداره ؛
سایه سیاهی رو بخت شومش؛ ارکیده تنهاست زیر هجومش طوفان درد پایون نداره…
دست من و تو می تونه با هم قصری بسازه با رنگ شبنم
شکوفه ای که غمگین و سرده ؛ گل ارکیدست نمیره کم کم
بیا نذاریم گل ارکیده ؛ گلی که چهرش پاک و سپیده
که توی پائیز شاخه بیده ؛ بهار ندیده ؛ بمیره کم کم
سلام
خیلی وقته پستی برای وبلاگم نمی ذارم و البته شما دوستای عزیزم هم نظری برام نمی نویسید
من چند روز دیگه یه امتحان خیلی مهم دارم که شاید سرنوشتمو عوض کنه پس خواهش میکنم
با دل های پاکتون منو دعا کنید .
فقط خواستم باهاتون درد دل کنم . از یه سری از آدما خیلی بدم می آد اون هایی که اطرافیانشون
حسادت می کنند . و مدام اون ها رو اذیت می کنند . این ها آدم هایی هستند که توی زندگی شون
کمبود داشتند و به قول معروف ناکامی به پرخاشگری می انجامه . نمی دونم یه لحظه با خودشون فکر
کردند یا نه . خوب آخه مگه اونی که تو ناز و نعمت زندگی میکنه کسی به جز خدا اون نعمات رو بهش
ارزونی کرده . بعدشم مگر آزار یه بنده خدا نعمت ها رو ازش میگیره . اطمینان داشته باشین کسی
به غیر از خدا نه نعمتی میده نه میگیره . من ازین جور آدما خیلی بدم میاد مخصوصاً اگر عزیز ترین
دوستامو اذیت کنند .امید وارم به خودشون بیان و یه کم فکر کنند و عقده ناکامی هاشونو سر کس
دیگه خالی نکنند و برای اون دنبال علت نگردند .
شما هم اگر لطف کنین و نظر بدین واقعاً خوشحالم کردین .

حسد نیکوترین کار شیطان و زشت ترین کار انسانی است .
توی ادامی مطلب مقاله حسادت و راه هاي مقابله و پيشگيري از آن رو گذاشتم ميتونيد بخونيد
البته اين مطالب رو به سفارش يكي از دوستاي خوبم گذاشتم
ادامه مطلب
دل رمیده ما را رفیق و مونس شد
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مساله آموز صد مدرس شد
به بوی او دل بیمار عاشقان چو صبا
فدای عارض نسرین و چشم نرگس شد
ز راه میکده یاران عنان بگردانید
چرا که حافظ از این راه رفت و مفلس شد
میلاد محمد مصطفی فرخنده باد

باسرخی شقایق
سپیدی شکوفه های عشق
و سبزی دشت ها
برقامت پارسیان متبرک باد


سال نو مبارک
امیدوارم سالی سرشار از عشق و شادمانی داشته باشید
یعنی اینقدر مطالب وبلاگم بده که حتی ارزش یه نظر کوچولو رو هم نداره...!
یه نظر کوچولو جایی نمی ره
مرسی
